ذبيح الله صفا
857
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
مجد همگر و مدّاح شمس الدين صاحب ديوان جوينى دانسته شده است . گمان مىرود كه بلوشه همين تذكره را با سفينهء خوشگو اشتباه كرده باشد زيرا در اين تذكرهء اخير كه او دوبار در بيان حال بدر چاچى بدان استناد كرده است ، شرحى دربارهء شاعر مورد بحث نديدهام . در تذكرهء صحف ابراهيم تصريح شده كه « بعضى تذكرهنويسان بدر چاچى و بدر جاجرمى را يكى دانستهاند » . وى دربارهء بدر چاچى گويد كه : « معاصر و مداح قتلغ يعنى تغلق شاه [ بود ] ، اشعارش تازه و مغلق و مدوّنست ، در هندوستان بيشتر بسر برد ، بعهد محمد شاه بن تغلق شاه كه در حوالى سنهء هفتصد و بيست و هفت فرمانرواى دهلى بود رحلت نموده » و چنان كه ملاحظه مىكنيد اطلاعات كوتاه وى دربارهء بدر چاچى چندان دور از صواب نيست و با اندك اصلاح قابل قبول مىتواند بود . رضا قليخان هدايت « 1 » اطلاع سودمندى دربارهء بدر چاچى نداده است جز آنكه اشعار قابل ملاحظهيى از ديوان او نقل كرده و او را به حق بدربار سلطان محمد بن تغلق منسوب داشته است . اما در خلاصة الاشعار تقى الدين كاشى كه شرح مفصلى ذيل عنوان « مولا بدر الدين شاشى شروانى » آورده ، اين شاعر با يكى از چند شاعرى كه تخلص بدر داشتهاند اشتباه شده است و در عين آنكه تمام اشعار منقول در ذيل اين نام از بدر چاچى است ، خود او اولا از اهل چاچ و ساكن شماخى شروان دانسته شده و ثانيا بعهد تيمور منسوب گرديده و ثالثا مريد كمال خجندى و از اقران مولانا كاتبى بشمار آمده ، و بر همين نهج ذكر احوال او از حقيقت دور افتاده است و معلوم نيست چگونه با تكرار نام محمد بن تغلق و چندبار اشاره به « هند » در اشعار منقول مذكور ، تقى الدين متوجه اشتباه خود در سكونت دادن « بدر شاشى » در شروان و شاعرى در آن سامان نگرديده . وى در پايان سخنان خود دربارهء « مولانا بدر الدين » گفته است كه بعد از شصت سالگى به زيارت حرمين رفت و در بازگشت بشروان سه سال بسلامت گذرانيد و سپس بصرع و لغوه دچار
--> ( 1 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 169 .